ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 34

رساله قشيريه ( فارسى )

فلم يك منك شىء غير امر * بلعن المسلمين على التّوالى فقابلك البلاء بما تلاقى * فذق ما تستحقّ من الوبال پس از مراجعت ، قشيرى در دوران وزارت نظام الملك كه خود شافعى مذهب بود با كمال احترام ده سال به افاده و افاضه اشتغال داشت . قشيرى به لحاظ علمى و اجتماعى از آنچه گفتيم مقرّر گشت كه قشيرى از علما و محدّثين نامور زمان خود بود و او علاوه بر كلام و حديث در تفسير قرآن خاصه بمذاق صوفيّه و به روش ابو عبد الرّحمن سلمى در كتاب « حقائق » دستى قوى داشت ، فقه نيكو مىدانست و به زبان عربى شعر مىگفت و كاتب و دبيرى پرمايه و واعظى زبان‌آور بود . وعّاظ آن عهد علاوه بر اطّلاع وسيع از علوم اسلامى ، براى جذب مستمعين ، مىبايد گفتار خود را باشعار دل‌انگيز و حكايات مؤثّر از انبيا و رسل و صحابه و زهّاد و عبّاد و مشايخ صوفيّه آرايش دهند تا سخنشان دلنشين و مؤثّر باشد و بااين‌همه از فصاحت و بلاغت مايهء تمام داشته باشند ، نيك‌نامى و زهد و تقوى نيز شرطى لازم شناخته مىشد و قشيرى به تمام اين فضائل آراسته و از اسرار شريعت و رموز طريقت به خوبى آگاه بود و ازاين‌رو مجالس وعظ وى تأثير عظيم داشت و عامّه و خاصّه بدان روى مىآوردند و مشايخ صوفيّه چون زبان بشرح نكات و حلّ اسرار تصوّف مىگشود مستفيض بلكه مست فيض مىشدند ، باخرزى كه معاصر اين پير نكته‌دان سخنور بوده است وصفى تمام از مجالس وى كرده است . از سال 437 تا پايان عمر بنقل عبد الغافر قشيرى مجلس املاء ترتيب داد كه در آن لطائف قرآن و اشارات احاديث را توضيح مىداد و در هر مورد بيتى چند از گفتهء خود مىافزود .